فضيلت كسب علم چيست؟
از نظر اسلام تحصيل بعضي علوم واجب عيني است و بر هركسي واجب است مثل علم عقايد و اخلاق و احكام اسلامي و تحصيل بعضي علوم واجب كفايي است كه عداه اي بايد دنبال آن بروند مثل علوم حوزوي و علوم دانشگاهي كه براي حفظ نظام و پيشرفت جامعه لازم است بنابراين علوم مختلف دانشگاهي مثل گياه پزشكي، زيست شناسي نيز براي عده اي كه از عهده آن بر مي آيند واجب و لازم است و بعنوان يك وظيفه شرعي مي باشد علاوه بر آنكه انسان بانيت خدايي همه امور را مي تواند به عبادت تبديل كند حتي راه رفتن و آب خوردن را.
توضيح بيشتر:
اهميت و عظمت مقام علم؛ در حدي است كه خداوند در قرآن به پيامبرش دستور مي دهد: «قل هل يستوي الذين يعلمون و الذين لايعلمون... ؛ بگو: آيا كسي كه عالم است با كسي كه نمي داند برابر است».(زمر، آيه 9)
پيامبر اسلام در مقام ارزش گذاري به علم مي فرمايد: «طلب علم فريضه علي كل مسلم الا ان الله يحب بغاه علم؛ دانش آموختن بر هر مسلماني واجب است همانا خدا، طلب كنندگان دانش را دوست دارد».(اصول كافي، ج1، كتاب فضل العلم، ح 1، ص 35)
گرايش به يادگيري علوم به انگيزه هاي مختلف صورت مي گيرد و به طور معمول نيازهاي اوليه حياتي و طبيعي و محسوس جاذبه هاي بيشتري براي انسان ها دارد. لذا براي فراهم سازي بيشتر آسايش و تسلط بيشتر بر طبيعت، گرايش هاي مختلف علمي و تخصص هاي فراوان به وجود آمده است. اما تنها وارستگان و ژرف انديشان هستند كه فراتر از نيازهاي اوليه طبيعي و محسوسات به ارتباط نهاني دانش ها و ارتباط جهان هستي با آفريننده آن فكر مي كنند و از هدفمندي اين همه جنب و جوش ها سخن به ميان مي آورند.
مهمترين رسالت دين ايجاد انگيزه فراطبيعي در ميان انسان ها و جهت دهي صحيح به تلاش هاي روزانه است به طوري كه علاوه بر تأمين نيازهاي روزمره زندگي، به هدفمندي و تلاش براي دستيابي به مقصود هستي اقدام كند. از اين رو در فرهنگ اسلامي تمام دانش هاي مورد نياز براي زندگي بشري داراي اهميت است و توصيه شده به مقدار لازم و نياز جامعه، مردم براي فراگيري آن اقدام كنند و از آن به «واجب كفايي» تعبير شده است.
اما براي همه انسان ها در هر مرتبه علمي كه قرار دارند توجه به هدف و هدفمندي جهان و ايمان به مبدأ و معاد لازم و «واجب عيني» شمرده شده است و غفلت اكثريت جامعه بشري جاي تأسف دارد زيرا حتي از علوم تجربي و مهندسي نيز مي توان به آن هدف مقدس دست يافت و منافاتي با زندگي روزمره ندارد، لذا از نظر قرآن و روايات، علم وسيله است نه هدف؛ آن هم وسيلهاى كه انسان را به كمال مىرساند و دنيا و آخرت او را آباد مىكند. گفتنى است كه ارزش هر علم به ارزش موضوع آن علم است و در اين جهت علوم الهى و دينى - با توجه به موضوع آن - از ساير علوم اشرف و برتر است؛ ولى اين بدينمعنا نيست كه علوم ديگر بىاهميت و بدون ارزش است و علم نيست.
در نگاه كلى قرآن، هر علمى كه انسان را به دنياپرستى سوق دهد و به چنگال ماديات بسپرد و فهم و شعور او را به طرف خواب و عيش و نوش بكشاند هدف نهايى او را تنها وصول به ماديات قرار دهد، چيزى جز ضلالت و گمراهى نيست.
شخصي ممكن است از علم شيمي آن چنان خدا را بشناسد كه از مطالعه كتاب هاي ديني نشناسد - پس آن چه مهم است شناخت كيمياي هستي است - البته بايد پذيرفت بعضي از علوم و رشته ها به اين هدف نزديك تر و كم واسطه ترند. در غير اين صورت از علوم مختلف به عنوان فضل نام برده شده نه كمال.
بنابراين دروس دانشگاهي كه در جهت حل مشكلات علمي و گسترش علمي افراد و جامعه خاص بر مي دارد نه تنها علم لاينفع نيست بلكه علومي هستند كه در خدمت به جامعه و مردم است و كسي كه به قصد كمك به مردم و كسب رضايت خداوند و خدمت رساني به افراد جامعه به تحصيل آن علوم مي پردازند، نه تنها پسنديده، بلكه در برخي موارد بر افراد اين تحصيل واجب مي شود. مثلا آنجا كه حل مشكلات مردم و اداره جامعه متوقف بر تحصيل در يكي از رشته هاي تخصصي باشد.
از طرف ديگر انسان موجودي اجتماعي و وابسته به اجتماع است و همچنان كه از مواهب اجتماعي بهره مي برد بايد به حال اجتماع نيز سودمند باشد گاهي اوقات تحصيل در رشته اي خاص ممكن است به ظاهر براي فردي به طور مستقيم سودي معنوي در بر نداشته باشد ولي چون باعث پيشرفت جامعه به ويژه جامعه اسلامي مي گردد و موجب سربلندي و اقتدار و عزت علمي و اقتصادي آن مي گردد، تحصيل آن لازم است وتحصيل با چنين انگيزه اي خود از عبادات مهم است. اين از ويژگي هاي دين مقدس اسلام است كه پيروان آن در هر حال و كار و شغلي كه هستند مي توانند با انگيزه و نيت خدايي و قصد خدمت به مردم در حال عبادت باشند با مطالعه در تاريخ به دست مي آيد كه عده زيادي از مردان حق و بزرگان اهل كمال در علوم مختلف زمان خود استاد و متخصص بوده اند يعني آنها ميان تحصيل علومي مثل رياضيات و زيست شناسي و فيزيك و شيمي و تحصيل در رشته هاي معارف ديني هيچ گونه تقابل و منافاتي نمي ديده اند و با آن نيت پاك همه را در راه رسيدن به قرب حق و پيمودن راه بندگي به كار مي برده اند. پس تحصيل در علوم جانور شناسي نيز مانند علوم ديگر اگر با انگيزه عالم شدن و آشنايي بيشتر با شگفتي هاي خلقت و نيز تقويت بنيه علمي كشور و رفع نيازهاي علمي و تخصصي آن باشد، كاري عبادي و آخرتي است، چون نيت و انگيزه خدايي و معنوي است. بر عكس اگر كسي در رشته معارف تحصيل كند ولي انگيزه او كسب شهرت يا درآمد و يا به دست آوردن منصب و مقامي باشد، هر چند موضوع تحصيلي اش ارزشمند است ولي چون با انگيزه اي الهي ومعنوي انجام نمي گيرد فاقد ارزش است.
- در آيات و روايات بر اصل فراگيري علم تائكيد فراوان شده است.(فاطر/ 25 - بقره / 269 - انعام / 122 و نيز نگا: الحياه، ج 2, ص 276)
2- در متون اصلي دين ما با طرح حقايقي چون : برتر بودن عالم از عابد, محبت خداوند به جويندگان علم، احترام به دانشمندان مساوي با احترام به پروردگار و... به جايگاه والاي دانشمندان اشاره شده است.(الحياه، ج 2, صص 280 - 282)
3- گروهي از روايات به نقش و جايگاه عالمان ديني و فقيهان اشاره كرده است، (همان، صص 290 - 294)
4- در پاره اي روايات بر اين حقيقت تائكيد شده است كه علم بايد براي رضاي خداوند باشد, (همان، ص 330) حضرت رسول اكرم به روايت اميرموئمنان مي فرمايد: «هر كه علم را براي رضاي خدا طلب كند به هيچ بابي از آن دست نمي يابد مگر آن كه به سبب آن در نفس خود داراي فروتنيي افزون تر مي شود و در ميان مردم بيشتر به تواضع مي پردازد و ترس او از خدا افزايش پيدا مي كند و كوشش او در كار دين بيشتر مي شود. اين كس همان است كه از علم سود مي برد و بايد آن را بياموزد, (همان، حديث اول)
5- در فرهنگ ديني علم بايد براي فهميدن باشد نه براي جدال كردن، فخرفروشي و فريب دادن ديگران، (همان، ص 332)
6- از ديدگاه رهبران ديني علوم فراوانند چنان كه حضرت علي (ع ) فرمودند: علم چهارتا است : علم فقه براي اديان، طب براي بدن ها, علم نحو براي گفت وگو, ستاره شناسي براي شناخت زمان », (ميزان الحكمه، ج 6, ص 527)
7- هر چند در روايات افضل علوم، علم به خدا (و علوم ديني ) دانسته شده است اما در عين حال افضل دانش ها, علمي دانسته شده كه در آن خلوص باشد و نافع ترين علم، علمي تلقي گشته است كه به آن عمل شود.(همان، ص 529, حديث 13834, 13835 و 13836)
8- دانشي كه در متون روايي از آن تمجيد و تقدير شده است دانشي است كه خصايص زير را داشته باشد و فرق نمي كند در چه عرصه و ساحتي باشد, ديني باشد يا غيرديني، انساني باشد يا طبيعي و... امام صادق (ع ) مي فرمايد: «هر كس كه علم بياموزد و به آن عمل كند و براي خدا آن را به ديگران تعليم دهد, در ملكوت آسمان ها او را عظيم مي خوانند و مي گويند براي خدا آموخت براي خدا عمل كرد و براي خدا به ديگران تعليم داد».(الحياه، ج 2, ص 336, ح 3)
9- اما اگر علم و دانش براي خدا نبود و رضاي حضرت حق در آن مقصود و منظور اصلي نباشد علمي است كه حجاب اكبر خواهد بود و چنين علمي آدمي را به كمال نمي رساند ولو آن كه علم ديني باشد. ويژگي هاي ذيل را مي توان نشان هايي از علم فاسد و حجاب اكبر دانست:
1-9- براي دوستي دنيا و شيفته شدن آن، (الحياه، ج 2, ص 343) رسول اكرم (ص ) مي فرمايد: «هر كس براي دنيا و مقام پيدا كردن در چشم مردمان و مورد توجه قدرت ها شدن به جستجوي علم برآيد به بابي از آن نمي رسد مگر آن كه عظمت و كبريايي او در نزد خودش افزون مي شود و زبان و دست درازي او بر مردمان افزايش پيدا مي كند و بي توجهي او به خدا و دوري او از دين بيشتر مي شود».(همان)
2-9- ادعا و خودبزرگ بيني، (همان، ص 344)
3-9- كتمان علم، (همان)
4-9- گرفتن مزد و كار درست نكردن . امام صادق (ع) فرمود: «عيسي بن مريم به ياران خود گفت : واي بر شما علماي بد, مزد مي گيريد و كار نمي كنيد, نزديك است كه صاحب كار از شما خواستار كارش شود و شما نزديك آنيد كه از دنيا بيرون رويد و وارد تاريكي گور شويد».(الحياه، ج 2, ص 345, بخش «ه»)
5-9- رياست طلبي، پيامبر(ص ) فرمود: «اي اباذر هر كس علم را براي آن بخواهد كه مردمان رو به سوي او كنند, بويي از بهشت به مشام او نخواهد رسيد», (همان، ص 347, حديث اول ).
حضرت علي (ع) مي فرمايد: «سر علم، فروتني و تواضع است و چشم آن، تهي بودن از رشك و گوش آن، فهم و زبان آن، راستگويي و قلب آن، نيت نيكو و عقل آن، شناخت اسباب امور و از ثمرات آن است : تقوا و دوري گزيدن از هوس و هوا و پيروي از هدايت و پرهيز كردن از گناهان و دوست داشتن برادران و گوش دادن به سخنان دانشمندان و پذيرفتن از ايشان. نيز از ثمرات آن است، فروگذاشتن انتقام با قدرت و قبيح شمردن ارتكاب باطل و پسنديدن پيروي از حق و گفتار راست و دوري گزيدن از شادي به غفلت و از انجام دادن هر كاري كه مايه پشيماني شود. علم بر عقل مي افزايد و در آموزنده خود صفات پسنديده مي آفريند... و آز را سركوب مي كند و مكر را از كار مي اندازد و بخل را مي كشد و جانور وحشي را به بند مي اندازد و آدمي را به درستي در گفتار و كردار مي رساند».(الحياه، ج 2, ص 335, حديث 8)
تحصیل علم
یکی از صفات پسندیده روحی، داشتن علم است و فضیلت و برتری دانا بر نادان از آفتاب روشن تر است. آنچه انسان را از سایر حیوانات امتیاز می دهد همانا نیروی عقل و زیور علم است. حیوانات دیگر، هر کدام طبق ساختمان ویژه خود دارای غریزه های ثابتی هستند که به طور یکنواخت نیازمندی های زندگی خود را مطابق آن ها رفع می کنند و هرگز در زندگی آن ها امیدی به ترقی و تعالی نیست و نمی توانند درهای تازه ای به روی خود و دیگران باز کنند. تنها انسان است که به واسطه نیروی خرد، هر روز معلومات تازه ای بر معلومات گذشته خود می افزاید و با کشف قوانین طبیعت و ماورای طبیعت، هر زمان ارزش و رونق تازه ای به زندگی مادی و معنوی خود می دهد، به ادوار گذشته نظر افکنده، برای آینده خود و دیگران پایه گذاری می نماید.
اسلام در تحصیل علم به قدری تأکید فرموده است که پیغمبر اکرم (ص) می فرماید: «تحصیل علم بر هر مسلمانی واجب است» (کافی، ج 1 ص 30 ح 1 و 2 و 5). و نیز می فرماید: «به دنبال علم بروید اگرچه در چین باشد» (وسائل الشیعه، ج 27 ص 27 ح 20). و نیز می فرماید: «از گهواره تا گور در آموختن دانش بکوشید» (کشف الظنون، ج 1 ص 78). اسلام به شناختن اسرار آفرینش و تفکر در آسمان ها و زمین و طبیعت انسان و تاریخ ملل و آثار گذشتگان (فلسفه و علوم ریاضی و طبیعی و غیر آن ها) بسیار توصیه می کند و همچنین یاد گرفتن مسایل اخلاقی و شرعی (اخلاق و حقوق اسلامی) و اقسام صنایع که به زندگی انسان سر و صورت می دهد، در اسلام بسیار ترغیب و تأکید شده. اهمیت علم از نظر پیغمبر اکرم (ص) به قدری است که در جنگ بدر، وقتی گروهی از کفار به دست مسلمانان اسیر شدند، حضرت دستور دادند تا هر یک از اسیران با پرداختن پول های هنگفتی آزاد شوند. فقط عده ای از اسیران که سواد داشتند، از پرداختن آن مقدار معاف شدند، به شرط آن که هر کدام آنان، به ده نفر از جوانان مسلمان، خواندن و نوشتن بیاموزند.
اهمیت محصل از نظر اسلام
اهمیت سعی و کوشش در راه رسیدن به هر هدفی به اندازه اهمیت همان هدف است و چون هر انسانی با فطرت خداداد خود، اهمیت علم و دانش را در عالم انسانیت از هر چیز بالاتر میداند، ارزش محصل، بالاترین ارزش ها خواهد بود، و نظر به این که اسلام دینی است که بر اساس فطرت استوار است، بدون تردید بالاترین ارزش ها را به محصل می دهد. پیغمبر اکرم (ص) می فرمود: «کسی که در راه تحصیل علم باشد محبوب خدا است» (مستدرک الوسائل، ج 17 ص 301 ح 51). با این که جهاد، یکی از پایه های دین است و اگر پیغمبر یا امام دستور جنگ دهد، عموم مسلمانان باید در جنگ شرکت کنند، کسانی که مشغول تحصیل علوم دینی هستند از این حکم معافند و باید پیوسته عده کافی از مسلمانان در مراکز علمی به تحصیل علم بپردازند. خدای متعال می فرماید: «و ما کان المومنون لینفروا کافة فلولا نفر من کل فرقة منهم طائفة لیتفقهوا فی الدین و لینذروا قومهم اذا رجعوا الیهم لعلهم یحذرون؛ مسلمانان نباید همگی برای جهاد بیرون روند، بلکه باید از هر فرقه، گروهی به سوی مراکز علمی کوچ کرده، حقایق دین را به دست آورند و پس از مراجعت، قوم خود را به تعالیم اسلام آشنا سازند» (توبه/ 122).
اهمبت معلم و آموزگار
از بیانی که در خصوص دانش و دانش پژوه گذشت، ارزش آموزگار نیز از نظر اسلام روشن می شود. امیرالمومنین (ع) می فرماید: «هر که به من چیزی آموخت، من را بنده خود کرده است» (بحارالانوار، ج 74 ص 165 ح 192). و باز می فرماید: «مردم سه دسته می باشند: اول عالم ربانی، دوم آن که برای نجات خود و دیگران به تحصیل علم می پردازد، سوم کسانی که از دانش و خرد عاری هستند، ایشان مانند مگس هایی هستند که به سر و صورت چهارپایان می نشینند و با هر بادی که می وزد، این سو و آن سو می روند یا از هر سو بوی کثافتی بشنوند به آن سو می دوند» (نهج البلاغه، کلمه 147).
وظیفه معلم و شاگرد
قرآن کریم، علم و دانش را حیات و زندگی حقیقی انسان می شناسد، چه اگر دانش نبود انسان با جماد و مرده هیچ فرقی نداشت. بنابراین، دانش آموز باید معلم خود را کانونی از زندگی تصور کند که تدریجا زندگی واقعی خود را از وی دریافت می دارد و از این جهت، باید خود را زنده او بداند و در احترام و تعظیم او کوتاهی نکند و در پذیرفتن تعلیم و تربیت او -اگرچه همراه با خشونت و تندی باشد- سرسختی نشان ندهد و در حضور و غیبت و زندگی و پس از مرگ او، در بزرگداشت وی کوتاهی نکند. همچنین معلم باید خود را مسئول زندگی شاگرد بداند و تا هنگامی که او را به پایه یک انسان زنده و با افتخار نرسانیده، خسته نشود و آرام نگیرد. اگر گاهی دانش آموز از پذیرفتن آموزش و پرورش وی کوتاهی کند، دلسرد نشود و اگر در تعلیم و تربیت پیشرفت کند، از وی تقدیر نماید و اگر مسامحه کند، با تشویق به نشاطش آورد و هرگز روحیه دانش آموز را با گفتار و رفتار خود افسرده نکند.
منـابـع
سید محمدحسین طباطبائی- اصول عقاید و دستورات دینی 1 و 4- صفحه 86-89
کلیــد واژه هــا
یكصد و پنجاه موضوع از قرآن و احادیث » ارزش علم و دانش
آیات
1 - اهمیت علم :
قرآن كریم تا آنجا به تحصیل علم و دانش اهمیت قایل شده كه مسلمانان را ملزم مىسازد كه همه در میدان جنگ شركت نكنند، بلكه گروهى بمانند و معارف اسلامى را بیاموزند.
«و ما كان المؤمنون لینفروا كافّة فلولانفر من كل فرقة منهم طائفة لیتفقهوا فى الدین و لینذروا قومهم اذا رجعوا الیهم لعلّهم یحذرون» توبه، 122
شایسته نیست مؤمنان همگى (به سوى جهاد) كوچ كنند چرا از هر گروهى طایفهاى از آنان كوچ نمىكنند و (طایفهاى بماند) تا در دین (و احكام و معارف اسلام) آگاهى پیدا كنند و به هنگام بازگشت به سوى قوم خود آنها را انذار نمایند تا از (مخالفت فرمان پروردگار) بترسند و خوددارى كنند.
2 - هدف از بعثت انبیا تعلیم دانش و تربیت :
«كما ارسلنا فیكم رسولاً منكم یتلوا علیكم آیاتنا و یزكیكم و یعلمكم الكتاب و الحكمة و یعلمكم ما لم تكونوا تعلمون» بقره، 151
رسولى در میان شما از نوع خودتان فرستادیم تا آیات ما را بر شما بخواند و شما را تزكیه كند و كتاب و حكمت بیاموزد و آنچه نمىدانستید به شما یاد دهد.
3 - تقرّب به خداوند متناسب با درجات علم :
«یرفع اللَّه الذین آمنوا منكم و الذین اوتوا العلم درجات» مجادله 11
خداوند متعال كسانى را كه از علم بهره دارند درجات عظیمى مىبخشد اگر براى مؤمن درجه است، براى مؤمن عالم درجات خواهد بود. منظور از بالابردن درجات قطعاً بالا بردن مكانى نیست بلكه بالا بردن از نظرمقام قرب پروردگار است.
4 - نام راسخان در علم كنار نام خدا :
«و ما یعلم تأویله الاّ اللَّه و الراسخون فى العلم یقولون امنّا به» آل عمران، 7
حقایق قرآن را جز خداوند و راسخان در علم نمىدانند.
5 - علم شرط زمامدارى :
«ان اللَّه قد بعث لكم طالوت ملكاً و زاده بسطة فى العلم و الجسم» بقره، 247
خداوند طالوت را به عنوان زمامدار براى شما برگزیده و علم و قدرت جسمى او را وسعت بخشیده است.
6 - علم شرط مدیریت :
«اجعلنى على خزائن الارض انى حفیظ علم» یوسف، 55
حضرت یوسفعلیه السلام هنگامى كه پیشنهاد مقام مهمى در حكومت مصر به او داده شد، گفت: مرا به سرپرستى خزائن بگمارید و دو دلیل براى این مدیریت ذكر كرد: امانتدارى و علم و آگاه بودن.
7 - فراگیرى علم مفید :
«هل اتّبعك على ان تعلّمن مما علّمت به رشداً» كهف، 66
موسىعلیه السلام به خضرعلیه السلام گفت: آیا من از تو پیروى كنم تا از آنچه به تو تعلیم داده شده و مایه رشد و صلاح است به من بیاموزى؟
8 - طلب فزونى در علم :
«و قل ربّ زدنى علماً» طه، 114
بگو پروردگارا! علم و دانش مرا زیاد كن.
9 - دانشمندان در ردیف ملائكه :
«شهداللَّه انه لا اله الاهو و الملائكة و اولوا العلم قائماً بالقسط» آل عمران، 18
در این آیه شریفه دانشمندان واقعى در ردیف فرشتگان قرار گرفتهاند و این خود، امتیاز دانشمندان را بر دیگران اعلام مىكند و نیز از آیه استفاده مىشود امتیاز دانشمندان از این نظر است كه در پرتو علم خود به حقایق اطلاع یافته و به یگانگى خدا كه بزرگترین حقیقت است معترفند. (تفسیر نمونه 2 / 348)
10 - دانشمندان و درك اسرار هستى :
«و من آیاته خلق السموات و الارض و اختلاف السنتكم و الوانكم ان فى ذلك لایات للعالمین» روم، 22
و از آیات او آفرینش آسمانها و زمین و تفاوت زبانها و رنگهاى شماست؛ در این، نشانههایى است براى عالمان.
11 - خداوند معلّم حقیقى :
«الرّحمن علّم القرآن»
هر چند معلّمان بكوشند و استادان تلقین كنند همه اینها اسباب هستند و آموزنده حقیقى خداوند است.
الف) حضرت آدمعلیه السلام را علم اسامى آموخت: «و علّم الاسماء كلّها» بقره، 31
ب ) حضرت داوودعلیه السلام را زرگرى بیآموخت: «و علمنّاه صنعة لبوس لكم» انبیاء، 80
ج ) حضرت عیسىعلیه السلام راكتاب و حكمت بیآموخت: «و یعلمه الكتاب و الحكمة» آل عمران، 48
د ) حضرت خضر را علم و معرف آموخت: «و علمنّاه من لّدنّا علماً» كهف، 65
ه) حضرت پیامبر اكرمصلى الله علیه وآله وسلم را اسرار نظام جهان آموخت: «و علمك مالم تكن تعلم» نساء، 113
و ) عالمیان را بیان بیآموخت: «خلق الانسان علمّه البیان» الرحمن، 4
علم وسیله است نه هدف
در قرآن، علم هدف شمرده نشده است بلكه وسیلهاى است براى رشد و هدایت و رسیدن به مقصد. در مورد حضرت موسىعلیه السلام و خضر قرآن چنین بیان مىكند: «قال له موسى هل اتّبعك على ان تعلّمن مما علّمت رشداً» كهف، 66
آیا من اجازه دارم از تو پیروى كنم تا از آنچه به تو تعلیم داده شده و مایه رشد وصلاح من است به من بیاموزى؟ از تعبیر رشداً چنین استفاده مىشود كه علم هدف نیست بلكه براى راه یافتن به مقصود و رسیدن به خیر و صلاح مىباشد. چنین علمى ارزشمند است و باید از استاد آموخت.
روایات
1 - فضیلت و برترى علم :
قال علىعلیه السلام : «لاكنز انفع من العلم»
هیچ گنجى سودمند تر از علم نیست. (كافى 8 / 19)
قال رسول اللَّهصلى الله علیه وآله وسلم : «سارعوا فى طلب العلم فالحدیث من صادق خیر من الدنیا و ما علیها من ذهب و فضّة»
در طلب علم شتاب كنید خبرى از یك راستگو (شنیدن) بهتر است از دنیا و آنچه طلا و نقره در آن است. (كنزالعمال 10 / 154)
2 - طلب علم و جهاد در راه خدا :
قال علىعلیه السلام: «الشاخص فى طلب العلم كالمجاهد فى سبیل اللَّه انّ طلب العلم فریضة على كل مسلم و كم من مؤمن یخرج من منزله فى طلب العلم فلا یرجع الاّ مغفوراً»
آنكه براى تحصیل علم بیرون رود، همانند مجاهد در راه خداست. همانا تحصیل دانش بر هر مسلمانى واجب است و چه بسا مؤمنى كه از خانه خود براى تحصیل دانش خارج شود به خانه بر نمىگردد جز آنكه آمرزیده شده باشد. (بحار 1 / 179)
3 - زندگى در پرتو كسب علم :
قال علىعلیه السلام : «اكتسبوا العلم یكسبكم الحیاة»
علم و دانش تحصیل كنید كه در پرتو آن حیات را به دست آورید. (غررالحكم)
قال رسول اللَّهصلى الله علیه وآله وسلم : «طالب العلم بین الجهال كالحىّ بین الاموات»
طلب كننده دانش در میان نادانان، مانند زنده در بین مردگان است. (بحار 1 / 181)
4 - عبادت خداوند در پرتو علم :
قال علىعلیه السلام : «تعلّموا العلم فانّ تعلمّه حسنة... بالعلم یطاع اللَّه و یُعبد بالعلم یعرف اللَّه و یوحّد بالعلم توصل الارحام و به یعرف الحلال و الحرام»
دانش بیاموزید كه آموزش آن حسنه است ... به وسیله علم، خداوند اطاعت و عبادت مىشود و به وسیله علم خداوند شناخته مىشود. به وسیله علم صله ارحام انجام مىشود و حلال و حرام الهى شناخته مىگردد. (امالى صدوق 1 / 492)
5 - برترى علم بر عبادت :
قال رسول اللَّهصلى الله علیه وآله وسلم : «فضل العلم احبّ الىّ من فضل العبادة»
فضیلت دانش محبوبتر است نزد من از فضیلت عبادت. (بصائر الدرجات 3 / 7)
قال رسول اللَّهصلى الله علیه وآله وسلم : «قلیل العلم خیر من كثیر العبادة»
علم اندك برتر از عبادت فراوان است. (محجةالبیضاء 1 / 22)
6 - زكات علم :
قال الصادقعلیه السلام : «انّ لكل شئ زكاة و زكاة العلم ان یعلّمه اهله»
براى هر چیزى زكاتى است و زكات علم، تعلیم به كسانى است كه اهلیّت آن را دارند. (تحف العقول 364)
7 - پاداش آموزش علم :
قال رسول اللَّهصلى الله علیه وآله وسلم : «من تعلّم للَّه و علّم للَّه دُعى فى ملكوت السموات عظیماً»
هر كه تحصیل علم براى خدا كند و آن را براى خدا به دیگران بیاموزد در ملكوت آسمانها بزرگ خوانده مىشود. (كنزالعمال 10 / 164)
8 - فراگیرى علوم مهم :
قال علىعلیه السلام : «العمر اقصر من ان تعلم كلّ ما یحسن بك علمه فتعلّم الأهمّ فالأهمّ»
عمر، كوتاهتر از آن است كه همه چیز را خوب بدانى، پس هر دانشى را كه مهمّ و مهمتر باشد فراگیر. (شرح نهجالبلاغه ابن ابى الحدید 20 / 262)
9 - حیات علم در پرتو مذاكره :
«عن ابى عبداللَّه رحم اللَّه عبداً احیى العلم قال قلت و ما احیاؤه قال ان یذكر به اهل الدین و اهل الورع»
خدا رحمت كند بندهاى را كه علم را زنده كند راوى گفت: عرض كردم: زنده كردن علم چیست؟ فرمود، با دینداران و اهل ورع مذاكره كردن. (روضةالمتّقین 12 / 166)
10 - استغفار براى طالب علم :
قال الصادقعلیه السلام : «طالب العلم یستغفر له كل شئ حتى الحیتان فى البحر»
براى طالب علم همه موجودات طلب مغفرت مىكنند حتى ماهیان دریا. (كنزالعمال 28653)
11 - آفت تحصیل علم براى غیر خدا :
قال علىعلیه السلام : «من تعلّم العلم ریاءاً و سمعة یرید به الدنیا نزع اللَّه بركته و ضیق علیه معیشته و وكله اللَّه الى نفسه و من وكله اللَّه الى نفسه فقد هلك»
هر كس علمى را به عنوان ریا و سمعه بیاموزد و اراده بهره دنیوى نماید خداوند بركت را از او مىبرد و زندگى او سخت مىشود و خداوند او را به خودش رها مىكند كه در نتیجه هلاك مىگردد. (غررالحكم)
12 - وظیفه متعلم :
قال علىعلیه السلام : «على المتعلّم ان یدأب نفسه فى طلب العلم و لا یمّل من تعلّمه و لا یستكثر ما علم»
وظیفه متعلم و دانشآموز آن است كه خود را به طلب علم و فراگیرى آن عادت دهد و از تحصیل علم خسته نشود و علم خود را زیاد نشمرد. (غررالحكم)
13 - غرور به علم :
قال علىعلیه السلام : «من ادّعى من العلم غایته فقد اظهر من جهله نهایته»
هر كس ادعا كند به نهایت علم دست یافته نهایت نادانى خود را ابراز داشته است. (غررالحكم)
قال رسول اللَّهصلى الله علیه وآله وسلم : «من قال انا عالم فهو جاهل»
هر كس ادعا كند كه او دانشمند است در حقیقت نادان است. (منیةالمرید)
14 - خطر عمل بدون علم :
قال رسول اللَّهصلى الله علیه وآله وسلم : «من عمل على غیر علم كان ما یفسد اكثر مما یصلح»
هر كس بدون دانش عمل كند فسادش بیش از اصلاح او خواهد بود. (محاسن 1 / 314)
15 - خطر علم بدون عمل :
قال علىعلیه السلام : «من تعلّم العلم و لم یعمل بما فیه حشره اللَّه یوم القیمة اعمى»
هر كس علم را فرا گیرد و به آن عمل نكند، روز قیامت خداوند او را كور محشور خواهد كرد. (مكارم الاخلاق 348)
رفع محدودیت در طلب علم
در ضرورت فراگیرى علم و لزوم كسب دانش، همین بس كه اسلام خصوصیتى براى آن قایل شده كه براى هیچ موضوعى قایل نشده و آن اینكه محدودیت از چهار جهت برداشته شده و همه انسانهاى مسلمان را به تحصیل و فراگیرى دانش دعوت نموده است.
1 - طایفه و نژاد :
پیامبر اكرمصلى الله علیه وآله وسلم : «طلب العلم فریضة على كل مسلم»
طلب علم و دانش بر هر مسلمان لازم است. (اصول كافى 1 / 35)
2 - مكان :
پیامبر گرامى اسلام مىفرماید: طلب علم و دانش كنید گرچه مسافتهاى دورى را بپیماید. «اطلبوا العلم و لو بالصین»
طلب كنید علم را گرچه به چین مسافرت كنید. (بحار 1 / 180)
3 - زمان :
قال رسول اللَّه صلى الله علیه وآله وسلم : «اطلب العلم من المهد الى اللحد»
از گهواره تا گور دانش بجویید .(نهج الفصاحه 64)
امام صادقعلیه السلام مىفرماید: «طلب العلم فریضة على كل حال»
طلب علم واجب است در هر حالى و در هر زمانى . (بحار 1 / 172)
4 - معلم :
حضرت علىعلیه السلام مىفرماید: «الحكمة ضالة كل مؤمن فخذوها و لومن افواه المنافقین»
حكمت و علم گمشده هر مؤمن است، آن را فراگیرید گرچه از منافقین باشد. (تصنیف غرر 58)
از نظر قرآن كریم دانشمندان الهى داراى صفات ذیل مىباشد
1 - داراى ایمان و عقل :
«والرّاسخون فى العلم یقولون امنّا به كل من عند ربّنا و ما یذكّر الاّ اولواالالباب» آل عمران، 7
و راسخان در علم (آنان كه به دنبال فهم و درك اسرار همه آیات قرآن در پرتو علم و دانش الهى هستند) مىگویند: ما به همه آن ایمان آوردیم همه از طرف پروردگار ماست و جز صاحبان عقل متذكّر نمىشوند (و این حقیقت را درك نمىكنند) .
2 - داراى ترس از خدا :
«انما یخشى اللَّه من عباده العلماء» فاطر، 28
از میان بندگان خدا تنها دانشمندان از او مىترسند .
3 - اهل تهجّد و مناجات شبانه :
«امّن هو قانت اناء اللیل ساجداً و قائما یحذر الاخرة و یرجو رحمة ربّه قل هل یستوى الذین یعلمون و الذین لا یعلمون» زمر، 9
(آیا چنین كسى با ارزش است) یا كسى كه در ساعات شب به عبادت مشغول است و در حال سجده قیام از عذاب آخرت مىترسد و به رحمت پروردگارش امیدوار است بگو آیا كسانى كه مىدانند با كسانى كه نمىدانند یكسانند ؟
4 - اهل سجده و گریه :
«ان الذین اوتوا العلم من قبله اذا یتلى علیهم یخرّون للاذقان سجّداً و یقولون سبحان ربنا ان كان وعد ربنا لمفعولاً» اسراء، 107
كسانى كه پس از آن به آنان دانش داده شده هنگامى كه (این آیات) بر آنان خوانده مىشود سجده كنان به خاك مىافتند و مىگویند منزه است پروردگار ما كه وعدهاش به یقین انجام شدنى است .
«و یخرّون للاذقان یبكون و یزیدهم خشوعاً» اسراء، 109
آنان (بى اختیار) به زمین مىافتند و گریه مىكنند و (تلاوت این آیات) بر خشوعشان مىافزاید .
5 - اهل دنیا نیستند :
«قال الذین یریدون الحیوة الدنیا یا لیت لنا مثل ما اوتى قارون انه لذو حظّ عظیم و قال الذین اوتو العلم ویلكم ثواب اللَّه خیر لمن امن و عمل صالحاً و لا یلقّیها الاّ الصابرون» قصص، 80
آنها كه خواهان زندگى دنیا بودند گفتند اى كاش همانند آنچه به قارون داده شده است ما نیز داشتیم به راستى كه او بهره عظیمى دارد اما كسانى كه علم و دانش به آنها داده شده بود گفتند واى بر شما ثواب الهى براى كسانى كه ایمان آوردهاند و عمل صالح انجام مىدهند بهتر است اما جز صابران آن را دریافت نمىكنند .
این معنى از برابرى سخن این دو گروه استفاده مىشود كسى كه داراى این صفات ارزنده باشد عالم ربّانى است:
«و كونوا ربانییّن بما كنتم تعلّمون الكتاب و بما كنتم تدرسون» آل عمران، 79
(سزاوار مقام او این است كه بگوید) مردم الهى باشید آنگونه كه كتاب خدا را مىآموختید و درس مىخواندید (و غیر از خدا را پرستش نكنید) .
روایات
1 - تواضع عالم :
قال علىعلیه السلام : «تواضعوا لمن تعلّمونه العلم و تواضعوا لمن طلبتم منه العلم»
فروتنى كنید براى كسى كه به او علم مىآموزید و فروتنى كنید نسبت به كسى كه از او علم یاد مىگیرید. (امالى صدوق 294)
2 - ویژگىهاى عالم :
قال لقمان لابنه و هو یعظه للعالم ثلاث علامات العلم باللَّه و بما یحبّ و بما یكره.
لقمان در موعظه به فرزندش گوید: براى دانشمند سه نشانه وجود دارد: شناخت خدا و شناخت به آنچه كه مورد محبت و كراهت خداوند است. (خصال 1 / 121)
3 - منزلت عالم :
قال رسول اللَّهصلى الله علیه وآله وسلم : «فضل العالم على غیره كفضل النبى على امّته»
برترى دانشمند بر غیر خود مانند برترى پیامبر بر امّت است. (كنزالعمال 28798)
قال علىعلیه السلام : «العالم امین اللَّه فى الارض»
دانشمندامین خدادرروى زمیناست. (كنزالعمال 28671)
4 - تكریم عالم :
قال علىعلیه السلام: «من وقّر عالماً فقد و قرّ ربّه»
هر كس عالمى را تكریم و احترام كند خداوند را تكریم و احترام كرده است. (غررالحكم)
«اذا رأیت عالماً فكن له خادماً» هر گاه عالمى را دیدى براى او خدمتگزار باش.
5 - وظیفه عالم :
قال رسول اللَّهصلى الله علیه وآله وسلم : «ینبغى للعالم ان یكون قلیل الضحك كثیر البكاء و لایمارى و لا یجادل...»
سزاوار است كه عالم كم بخندد زیاد گریه كند و مجادله نكند. (كنزالعمال)
6 - نگاه به سیماى عالم :
قال رسول اللَّه صلى الله علیه وآله وسلم : «النظر الى وجه العالم عبادة».
نگاه كردن به صورت عالم عبادت است . (بحار/1/195)
7 - فضیلت عالم بر عابد :
قال رسول اللَّه صلى الله علیه وآله وسلم : «ركعتان یصلیهما العالم أفضل من ألف ركعة یصیلّها العابد».
دو ركعت نمازى كه عالم به جا مىآورد بهتر از هزار ركعت نماز عابد است . (فقیه / 4 / 367)
8 - خطر لغزش عالم :
قال على علیه السلام : «زلّة العالم كانكسار السفینة تغرق و تغرق».
لغزش عالم مانند شكستن كشتى است كه او را غرق مىكند و باعث غرق دیگران مىشود . (بحار / 2 / 58)
9 - عالمترین فرد :
قال رسول اللَّه صلى الله علیه وآله وسلم : «اعلم الناس من جمع علم الناس الى علمه».
دانشمندترین مردم كسى است كه دانش مردم را به دانش خود بیفزاید . (امالىصدوق/27)
2 - تفقه در قرآن كریم
قال علىعلیه السلام : «تعلّموا القرآن فانّه أحسن الحدیث و تفقهوا فیه فانه ربیع القلوب».
قرآن را یاد بگیرید زیرا بهترین سخن است و معارف آن را دیك كنید زیرا قرآن بهار دلهاست. (نهج البلاغه / خطبه 110)
3 - حكمت گمشده مؤمن
قال على علیه السلام : «الحكمة ضالّة المؤمن فاطلبوها و لو عند المشرك تكونوا احقّ بها و اهلها» .
حكمت گمشده مؤمن است، به جستجوى آن برآیید اگرچه در نزد مشركان باشد كه شما سزاوارتر بوده و اهل آن مىباشید. (بحار / 75 / 34)
4 - نمونه هایى از حكمت
قال على علیه السلام : «من الحكمة ان لا تنازع من فوقك و لا تستذلّ لمن دونك و لا تتعاطى ما لیس فى قدرتك و لا یخالف لسانك قلبك و لا قولك فعلك و لا تتكلّم فیما لا تعلم...»
از حكمت است كه با برتر خود ستیزه نكنى و زیر دستان خود را ذلیل ننمایى و آنچه كه در قدرت تو نیست بخشش نكنى ، زبانت با دلت و گفتارت با كردارت مخالف نباشد و به آنچه نمىدانى سخن نگویى . (غرر 2 / 736)
5 - تلاش در عمل
قال رسول اللَّهصلى الله علیه وآله وسلم : «اجتهدوا فى العمل فان قصر بكم ضعف فكفّوا عن المعاصى».
تلاش در عمل داشته باشید اگر نمىتوانید (حداقل) از معاصى دورى كنید . (اعلام الدین / 153)
5 - كرامت وصف شهید :
«قال یا لیت قومى یعلمون بما غفرلى ربى و جعلنى من المكرمین» یس، 27-26
گفت اى كاش قوم من مىدانستند كه پروردگارم مرا آمرزیده و از گرامى داشتگان قرار داده است .
7 - فضیلت دانش :
«و لقد اتینا داود و سلیمان علماً و قالا الحمد لله الذى فضّلنا على كثیر من عباده المؤمنین» نمل، 15
و ما به داوود و سلیمان دانشى عظیم دادیم و آنان گفتند ستایش از آن خداوندى است كه ما را بر بسیارى از بندگان مؤمنش برترى بخشید .
براي مطالعه بيشتر ر.ك:
1. علم و دين ايان، ايان باربور، ترجمه بهاءالدين خرمشاهي
2. دين و چشم اندازهاي نو، نوشته چند نفر از دانشمندان غربي، ترجمه غلامحسين توكلي
3. عقل سليم علم، جيكوب برونوسكي، ترجمه كامبيز عزيزي، نشر ني.
- خلاصه تفاسیر المیزان ونمونه عباس پور سیف
2- اثبات وجود خدا جان کلور مونسما ترجمه آرام وامین مجتهدي
3- پژوهشی در اعجاز علمی قرآن دکتر محمد علی رضایی اصفهانی
4- فیزیک در قرآن ، حمیده فیض آبادي – حسین پناهی
5- www.tahoorkotob.com
6- www.abfa-qom.com
7- www.abfayazd.com
8- www.hawzah.net